آبوهوا و طبیعت به آلمانی

لغات آبوهوا به آلمانی را با معنی فارسی و مثال یاد بگیرید؛ واژههای هوا و آفتاب، باران و برف، طبیعت و فصلها برای کوچکردن و گفتوگوی روزمره در سطح A1 و A2.
آبوهوا، محبوبترین موضوع گفتوگوی آلمانیزبانهاست؛ در آسانسور، ایستگاه اتوبوس و سر میز کار، جملهٔ اول اغلب دربارهٔ هواست. دلیلش هم روشن است: هوای آلمان چهار فصل مشخص و غافلگیرکننده دارد و همه مدام دربارهاش حرف میزنند. کسی که لغات آبوهوا به آلمانی را بلد باشد، همیشه یک موضوع آمادهٔ مکالمه دارد و هیچوقت در گفتوگوی کوچک گیر نمیکند.
در این مطلب واژههای هوا را در چهار بخش میبینیم: پرسیدن و گفتن وضعیت هوا، باران و برف و باد، واژههای طبیعت و در پایان فصلها و دما. جملههای نمونه را از پنجرهٔ خانهتان تمرین کنید؛ هیچ درسی بهتر از توصیف هوای واقعی روز نیست.
پرسیدن و گفتن آبوهوا
- das Wetter (آبوهوا) — وضعیت کلی هوا
- Wie ist das Wetter؟ — هوا چطور است؟
- die Sonne (آفتاب) و sonnig — آفتابی
- der Himmel (آسمان) و der Sonnenschein — روشنایی آفتاب
- die Wolke (ابر) — جمع: die Wolken
- es regnet — باران میبارد
- es schneit — برف میبارد
- der Wind (باد) — جمع: die Winde
- warm / kalt / heiß / kühl — گرم / سرد / داغ / خنک
- die Temperatur (دما) — جمع: die Temperaturen
- جملهٔ نمونه: «Heute ist es sonnig.» — امروز هوا آفتابی است.
- جملهٔ نمونه: «Es ist kalt draußen.» — بیرون هوا سرد است.
باران، برف و پدیدههای جوی
آلمان سالهایی دارد که فقط بارانیاند؛ این واژهها را زیاد میشنوید:
- der Regen (باران) و der Regenschauer — رگبار باران
- der Schnee (برف) و die Schneeflocke — دانهٔ برف
- das Gewitter (رعدوبرق)
- der Blitz (آذرخش) — جمع: die Blitze
- der Donner — صدای رعد
- der Sturm (طوفان) — جمع: die Stürme
- der Nebel (مه) — صبحهای پاییزی آلمان
- der Regenbogen (رنگینکمان) — جمع: die Regenbögen
- der Regenschirm (چتر) — جمع: die Regenschirme
- schwül — شرجی و trocken — خشک
- جملهٔ نمونه: «Nimm den Regenschirm mit!» — چترت را بردار!
- جملهٔ نمونه: «Nach dem Regen kommt ein Regenbogen.» — بعد از باران رنگینکمان میآید.
طبیعت: جنگل، کوه و دریا
آلمانیها عاشق پیادهروی در طبیعتاند؛ این واژهها اسمهای آخر هفتههایشان هستند:
- die Natur — طبیعت
- der Wald (جنگل) — جمع: die Wälder
- der Baum (درخت) — جمع: die Bäume
- der Berg (کوه) — جمع: die Berge
- das Meer (دریا) — جمع: die Meere
- der See (دریاچه) — جمع: die Seen
- der Fluss (رودخانه) — جمع: die Flüsse
- der Strand (ساحل) — جمع: die Strände
- die Blume (گل) — جمع: die Blumen
- die Insel (جزیره) — جمع: die Inseln
- das Gras — چمن و سبزه
- جملهٔ نمونه: «Wir wandern im Wald.» — در جنگل کوهپیمایی میکنیم.
فصلها و گفتن دما
- die Jahreszeit (فصل) — جمع: die Jahreszeiten
- der Frühling — بهار
- der Sommer — تابستان
- der Herbst — پاییز
- der Winter — زمستان
- das Klima — اقلیم بلندمدت
- der Wetterbericht — گزارش هوای شبکهها
- Grad — درجه: «Es sind zwanzig Grad.»
- das Blatt (برگ) — جمع: die Blätter؛ شاخص پاییز
- جملهٔ نمونه: «Im Herbst fallen die Blätter.» — در پاییز برگها میریزند.
- جملهٔ نمونه: «Heute haben wir zehn Grad.» — امروز ده درجه داریم.
برای ماهها و گفتن تاریخ، ساعت، روزها و ماهها به آلمانی را بخوانید و برای لباس مناسب هر فصل هم لغات لباس به آلمانی به کارتان میآید؛ ۱۰۰ لغت پرکاربرد آلمانی هم پایهٔ این گفتوگوهاست.
سؤالات پرتکرار
جوابهای رایج «Wie ist das Wetter؟» چیست؟
سه جواب پرتکرار: «Es ist sonnig» برای آفتابی، «Es ist bewölkt» برای ابری و «Es regnet» برای بارانی. با افزودن صفت هم میگویید «Es ist warm heute» یا «Es ist kalt draußen»؛ همین چهار جمله کل مکالمهٔ روزمره دربارهٔ هوا را پوشش میدهد.
فرق See و Meer چیست؟
der See دریاچهٔ آب شیرین است و das Meer دریای بزرگ و آب شور؛ دریای شمال آلمان die Nordsee نام دارد و دریای بالتیک die Ostsee. اگر آلمانیزبانها بگویند «Wir fahren an den See»، مقصدشان دریاچه است نه ساحل دریا؛ دقت کنید.
برای گفتن دما چه ساختاری به کار میرود؟
قالب «Es sind … Grad» است؛ مثلاً «Es sind fünfzehn Grad» یعنی پانزده درجه است. برای زیر صفر میگویید «minus fünf Grad» یعنی منفی پنج درجه. در مکالمهٔ روزمره همین دو قالب برای گفتن دما کافی است و صددرصد طبیعی شنیده میشود.
بیشتر بخوانید
مطالب زیر هم به همین موضوع نزدیکاند و خواندنشان ارزش دارد:
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.

