لباس و پوشاک به آلمانی؛ خرید و توصیف

لغات لباس به آلمانی را با معنی فارسی و مثال یاد بگیرید؛ واژههای لباسهای روزمره، کفش و اکسسوری، عبارتهای اتاق پرو و توصیف اندازه و رنگ لباس برای خرید در سطح A1 و A2.
پوشیدن و خرید لباس، یکی از اولین موقعیتهایی است که زبانآموز آلمانی را زیر فشار واقعی میگذارد؛ فروشنده میپرسد welche Größe و شما فقط لبخند میزنید! لغات لباس به آلمانی دقیقاً برای همین لحظهها ساخته شدهاند: واژههایی که هم در کمد شما هستند و هم روی تابلوهای فروشگاههای آلمان، از Hemd و Hose تا عبارتهای اتاق پرو مثل anprobieren و passen.
در این مطلب واژههای پوشاک را در چهار گروه میبینیم: لباسهای روزمره، کفش و اکسسوری، گفتوگوی اتاق پرو و در پایان لباس مناسب هر فصل. هر واژه با معنی فارسی و شکل جمع آمده است و جملههای نمونه همانهایی هستند که واقعاً در فروشگاه میشنوید.
لباسهای روزمره
- die Kleidung — لباس و پوشاک (اسم جمع)
- das T-Shirt — جمع: die T-Shirts
- das Hemd (پیراهن مردانه) — جمع: die Hemden
- die Bluse (بلوز زنانه) — جمع: die Blusen
- die Hose (شلوار) — جمع: die Hosen
- die Jeans — شلوار جین
- der Pullover (پلیور) — جمع: die Pullover
- die Jacke (کت روزمره) — جمع: die Jacken
- der Mantel (پالتو) — جمع: die Mäntel
- das Kleid (پیراهن زنانه) — جمع: die Kleider
- der Rock (دامن) — جمع: die Röcke
- der Anzug (کتوشلوار) — جمع: die Anzüge
- جملهٔ نمونه: «Ich trage heute ein weißes Hemd.» — امروز پیراهن سفید پوشیدهام.
کفش و اکسسوری
- die Schuhe (کفش) — همیشه جمع به کار میرود
- die Socken — جوراب؛ باز هم همیشه جمع
- die Stiefel — چکمه
- die Sandalen — صندل تابستانی
- die Mütze (کلاه) — جمع: die Mützen
- der Schal (شال گردن) — جمع: die Schals
- die Handschuhe — دستکش
- der Gürtel (کمربند) — جمع: die Gürtel
- die Brille (عینک) — جمع: die Brillen
- die Tasche (کیف) — جمع: die Taschen
- die Uhr (ساعت مچی) — جمع: die Uhren
- جملهٔ نمونه: «Wo sind meine Socken؟» — جورابهایم کجاست؟
در اتاق پرو: اندازه و توصیف
این عبارتها هستهٔ مکالمهٔ خرید لباساند؛ حفظشان کنید تا خریدتان روان شود:
- anprobieren — پرو کردن
- die Umkleidekabine — اتاق پرو
- passen — اندازه بودن: «Das passt perfekt.»
- die Größe (اندازه و سایز) — جمع: die Größen
- eng / weit — تنگ / گشاد
- zu klein / zu groß — خیلی کوچک / خیلی بزرگ
- bequem — راحت و دنج
- schick — شیک و مرتب
- Kann ich das anprobieren؟ — میتوانم پرو کنم؟
- Haben Sie das in Schwarz؟ — به رنگ سیاه دارید؟
- جملهٔ نمونه: «Der Pullover ist zu eng.» — پلیور خیلی تنگ است.
- جملهٔ نمونه: «Die Hose passt gut.» — شلوار خوب اندازه است.
برای واژههای پول و پرداخت لغات خرید به آلمانی را بخوانید و برای گفتن رنگها هم رنگها به آلمانی کمکتان میکند.
لباس مناسب هر فصل
آلمان چهار فصل مشخص دارد و کمد مردمش هم همینطور تقسیم شده است:
- die Regenjacke — کت بارانی
- die Wollsocken — جوراب پشمی
- die Winterjacke — کت زمستانی و ضخیم
- die Shorts — شلوارک
- das Top — تاپ تابستانی
- der Badeanzug / die Badehose — لباس شنا زنانه / مردانه
- warm anziehen — گرم پوشیدن
- die Sonnenbrille — عینک آفتابی
- leicht gekleidet — سبک و خنک پوشیده
- جملهٔ نمونه: «Zieh dich warm an!» — گرم لباس بپوش!
- جملهٔ نمونه: «Im Sommer trage ich Shorts.» — تابستان شلوارک میپوشم.
برای حرف زدن دربارهٔ فصلها، لغات آبوهوا به آلمانی مکمل همین بخش است.
سؤالات پرتکرار
واژهٔ Hose در آلمانی مفرد است یا جمع؟
Hose بهمعنای «یک شلوار» مفرد است اما اسم جفتی است؛ مثل اعضای بدن. پس برای یک شلوار میگویید die Hose و برای چند شلوار die Hosen. همین قاعده برای Schuhe و Socken هم هست که در فارسی به آن جمعِ جفت میگوییم.
فرق Kleid و Kleider چیست؟
das Kleid یک پیراهن زنانهٔ یکتکه است؛ اما جمعش die Kleider هم میتواند معنی «چند پیراهن» بدهد و هم «لباسها». واژهٔ کلیتر برای لباسها die Kleidung است که فقط به شکل جمع به کار میرود؛ مثلاً «Ich brauche neue Kleidung.» یعنی لباس نو لازم دارم.
برای خرید لباس چه عبارتهایی لازم دارم؟
سه جملهٔ طلایی: «Kann ich das anprobieren؟» برای پرو کردن، «Haben Sie das in meiner Größe؟» برای پرسیدن سایز و «Das ist zu eng» برای گفتن تنگی. با همین سهتا و اسم لباسها، تقریباً هر خریدی را در آلمان میتوانید مدیریت کنید.
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.

