مکانهای شهر به آلمانی؛ واژههای خیابانگردی

لغات مکانهای شهر به آلمانی را با معنی فارسی و مثال یاد بگیرید؛ واژههای مغازهها و خدمات شهری، مکانهای تفریح و فرهنگ، جهتها و ساختمانهای تاریخی برای A1 و A2.
در خیابانهای یک شهر آلمانی، همهچیز اسمی دارد که باید بدانید؛ از Bäckerei که هر صبح از رد میشوید تا Rathaus و Marktplatz که در وسط هر شهر قدیمی نشستهاند. لغات مکانهای شهر به آلمانی همان واژههایی هستند که روی تابلوها میبینید و در گفتوگوهای پرسیدن راه به کار میآیند؛ بدون آنها حتی پیداکردن داروخانه هم دشوار میشود.
در این مطلب واژههای شهری را در چهار گروه میبینیم: مکانهای خرید و خدمات، مکانهای تفریح و فرهنگ، واژههای خیابان و جهت و در پایان ساختمانهای تاریخی. هر بخش با جملههای واقعی خیابانگردی تمام میشود تا همانها را در قدمزدنتان تکرار کنید.
مکانهای روزمره: خرید و خدمات
- die Stadt (شهر) — جمع: die Städte
- der Supermarkt (سوپرمارکت) — جمع: die Supermärkte
- die Bäckerei (نانوایی) — جمع: die Bäckereien
- die Apotheke (داروخانه) — جمع: die Apotheken
- die Bank (بانک) و die Post (اداره پست)
- das Rathaus — شهرداری
- das Krankenhaus (بیمارستان) — جمع: die Krankenhäuser
- der Friseur / die Friseuse — آرایشگاه مردانه / زنانه
- die Tankstelle (پمپ بنزین) — جمع: die Tankstellen
- جملهٔ نمونه: «Ich gehe zur Bäckerei.» — به نانوایی میروم.
برای خرید در سوپرمارکت لغات خرید به آلمانی را بخوانید.
مکانهای تفریح و فرهنگ
آخر هفتههای آلمانی با این اسمها پر میشود:
- das Kino (سینما) — جمع: die Kinos
- das Theater (تئاتر) — جمع: die Theater
- das Museum (موزه) — جمع: die Museen
- die Bibliothek (کتابخانه) — جمع: die Bibliotheken
- der Park (پارک) — جمع: die Parks
- der Spielplatz (زمین بازی) — جمع: die Spielplätze
- der Zoo (باغوحش) — جمع: die Zoos
- das Schwimmbad (استخر شنا) — جمع: die Schwimmbäder
- das Café و das Restaurant
- جملهٔ نمونه: «Wir gehen ins Kino.» — به سینما میرویم.
خیابانگردی: جهتها و نشانهها
این واژهها چشمهای شما در شهرند؛ جهت پرسیدن و فهمیدن را ممکن میکنند:
- die Straße (خیابان) — جمع: die Straßen
- die Ecke (گوشه) — جمع: die Ecken
- die Kreuzung (چهارراه) — جمع: die Kreuzungen
- die Ampel (چراغ راهنما) — جمع: die Ampeln
- der Zebrastreifen — خط عابر پیاده
- die Haltestelle (ایستگاه) — جمع: die Haltestellen
- der Bahnhof (ایستگاه قطار) — جمع: die Bahnhöfe
- die Brücke (پل) — جمع: die Brücken
- die Altstadt / die Vorstadt — بافت قدیم شهر / حاشیهٔ شهر
- links / rechts / geradeaus — چپ / راست / مستقیم
- جملهٔ نمونه: «Gehen Sie geradeaus und dann links.» — مستقیم بروید و بعد بپیچید سمت چپ.
برای ساختن جملههای پرسشی، کلمات پرسشی آلمانی راهگشاست.
ساختمانهای تاریخی و مکانهای دیدنی
هستهٔ جاذبههای گردشگری هر شهر آلمانی با این واژهها توصیف میشود:
- der Platz (میدان) — جمع: die Plätze
- der Marktplatz — میدان بازار قدیمی شهر
- der Dom (کلیسای جامع) — جمع: die Dome
- die Kirche (کلیسا) — جمع: die Kirchen
- die Moschee (مسجد) — جمع: die Moscheen
- der Turm (برج) — جمع: die Türme
- das Schloss (کاخ و قلعه) — جمع: die Schlösser
- das Denkmal (بنای یادبود) — جمع: die Denkmäler
- die Sehenswürdigkeit (جاذبهٔ گردشگری) — جمع: die Sehenswürdigkeiten
- جملهٔ نمونه: «Der Marktplatz ist sehr schön.» — میدان بازار خیلی قشنگ است.
برای سفرهای چندروزه لغات سفر به آلمانی و برای رفتوآمد در شهر لغات حملونقل به آلمانی را بخوانید.
سؤالات پرتکرار
حرف اضافهٔ مکانها را چطور انتخاب کنم؟
سه قالب رایج دارید: «in die Stadt» برای رفتن به درون شهر، «zur Bäckerei» برای مکانهایی که فقط میروید و کار میکنید، و «am Marktplatz» برای مکانهایی که کنارشان هستید. با تمرین جملههای همین مطلب، انتخاب حرف اضافه بهمرور غریزی میشود.
برای پرسیدن آدرس چه جملهای بگویم؟
رایجترین شکل «Entschuldigung, wie komme ich zum Bahnhof؟» است؛ یعنی ببخشید، چطور به ایستگاه قطار بروم؟ برای مکانهای با حرف تعریف مذکر و مؤنث zum و zur به کار میرود. آلمانیها معمولاً با جهتهای links و rechts و geradeaus جواب میدهند.
Altstadt چیست و چرا مهم است؟
Altstadt بافت تاریخی مرکز شهر است؛ همان بخش سنگفرششده با کلیسای جامع و ردیف کافهها که در تقریباً هر شهر آلمانی میبینید. کلمهٔ مقابلش Vorstadt است؛ یعنی حاشیهٔ شهر با ساختمانهای مدرنتر و مسکنهای خانوادگی.
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.

