پرکاربردترین فعلهای آلمانی با صرف ساده

۵۰ فعل پرکاربرد آلمانی با معنی فارسی و صرف سادهٔ هر کدام؛ از sein و haben گرفته تا machen، gehen و können، بههمراه جملههای نمونه برای مکالمهٔ روزمرهٔ سطح A1 و A2.
فعلها قلب هر جملهاند؛ بهخصوص در آلمانی که جای فعل قانون دارد و صرفش هم قاعده دارد. خبر خوب این است که با یادگیری حدود ۵۰ فعل پرتکرار، عملاً میتوانید بیشتر مکالمههای روزمره را بسازید؛ چه رسد به اینکه بیشتر این فعلها قاعدهدارند و صرفشان فقط چند دقیقه وقت میگیرد.
در این مرجع سریع، مهمترین فعلهای آلمانی را با معنی فارسی، صرف در زمان حال و جملههای نمونه میبینید. اگر تازه شروع کردهاید، اول آموزش آلمانی از صفر را بخوانید و بعد سراغ این فهرست بیایید؛ برای مرور سریع هم همین صفحه کافی است.
دو فعل فوقمهم: sein و haben
این دو، پرکاربردترین فعلهای آلمانیاند و مثل قند و چای جدا نمیشوند:
- sein (بودن) — ich bin (من هستم) / du bist / er ist / wir sind
- haben (داشتن) — ich habe (من دارم) / du hast / er hat / wir haben
- Beispiel: Ich bin müde. (خستهام.) / Wir haben Zeit. (وقت داریم.)
توجه: بیشتر زمانهای گذشتهٔ آلمانی با همین دو فعل کمکی ساخته میشوند؛ پس این دو را از بردارید، نصف گرامر زمان Perfekt حل شده است.
فعلهای عمل روزمره
- machen (کردن/انجام دادن) — ich mache / gehen (رفتن) — ich gehe
- kommen (آمدن) — ich komme / bleiben (ماندن) — ich bleibe
- kaufen (خریدن) — ich kaufe / kochen (پختن) — ich koche
- arbeiten (کار کردن) — ich arbeite / spielen (بازی کردن) — ich spiele
- wohnen (ساکن بودن) — ich wohne / lernen (یاد گرفتن) — ich lerne
جملهٔ نمونه: Ich wohne in Berlin. (در برلین ساکنام.) / Wir kochen zusammen. (با هم آشپزی میکنیم.)
فعلهای گفتاری و فکری
- sagen (گفتن) — ich sage / fragen (پرسیدن) — ich frage
- sprechen (صحبت کردن) — ich spreche / antworten (جواب دادن) — ich antworte
- denken (فکر کردن) — ich denke / wissen (دانستن) — ich weiß
- verstehen (فهمیدن) — ich verstehe / glauben (باور کردن) — ich glaube
فعل wissen بیقاعده است: du weißt و er weiß را حفظ کنید.
فعلهای حس و حرکت
- sehen (دیدن) — ich sehe / hören (شنیدن) — ich höre
- fahren (سواری رفتن) — ich fahre / laufen (دویدن/راه رفتن) — ich laufe
- geben (دادن) — ich gebe / nehmen (گرفتن) — ich nehme
- essen (خوردن) — ich esse / trinken (نوشیدن) — ich trinke
فعلهای وجهی؛ کلید مکالمه
شش فعل وجهی، پرکاربردترین ابزار مکالمهٔ آلمانیاند؛ برای توضیح کاملشان فعلهای وجهی آلمانی را بخوانید:
- können (توانستن) — ich kann / müssen (باید) — ich muss
- wollen (خواستن) — ich will / dürfen (اجازه داشتن) — ich darf
- sollen (باید/باید که) — ich soll / mögen (دوست داشتن) — ich mag
مثال: Ich kann Deutsch sprechen. (میتوانم آلمانی صحبت کنم.)
سؤالات پرتکرار
صرف فعلهای آلمانی را چطور سریع یاد بگیرم؟
روزی ۳ تا ۵ فعل بردارید و برای هر شکل شخص، یک جملهٔ کوتاه بسازید؛ مثلاً ich mache، du machst و er macht را هرکدام در یک جمله به کار ببرید. همین کار ساده، صرف را بهمرور ماندگار میکند.
فعلهای بیقاعده کداماند و چه کار کنم؟
فعلهای رایجی مثل sein، haben، wissen و gehen بیقاعدهاند؛ صرف حالشان را از همین مطلب یاد بگیرید و شکلهای گذشتهشان را در گرامر آلمانی دنبال کنید.
برای سطح A1 چند فعل لازم است؟
حدود ۳۰ تا ۴۰ فعل کافی است؛ اگر همین فهرست را یاد بگیرید، مکالمههای اولیهٔ سطح A1 را راحت میبندید و با فعلهای وجهی هم میتوانید جملههای ترکیبی بسازید.
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.


