der Körper
body
تعریف کوتاه
بدن؛ با اعضای پایه برای مراجعه به پزشک.
der Körper به معنی «بدن» اسمی مذکر است و جمع آن «die Körper» میشود. در کلینیک و باشگاه، واژههای اعضای بدن سطح A1 lifesaver هستند: «der Kopf» (سر)، «der Arm» (بازو)، «das Bein» (پا)، «die Hand» (دست)، «der Fuß» (پنجه/کف پا)، «der Rücken» (کمر) و «der Bauch» (شکم). صفت «körperlich» یعنی «جسمانی».
مثال: Regelmäßiger Sport ist gut für den Körper. — ورزش منظم برای بدن مفید است. در نزد پزشک، بیان درد با «Ich habe Schmerzen am Körper / im Rücken» (بدنم/کمرم درد میکند) انجام میشود و «die Körpergröße» یعنی قد و «das Körpergewicht» یعنی وزن — دو واژهای که در فرمهای پزشکی آلمان میبینید. ترکیب «der Körperbau» (اندام و ساختار بدنی) هم در متون پزشکی و بیمهٔ زندگی ظاهر میشود.