kaufen (فعل)
to buy
تعریف کوتاه
خریدن؛ فعلی منظم با ترکیب einkaufen.
kaufen به معنی «خریدن» فعلی منظم است: ich kaufe, du kaufst, er kauft, wir kaufen؛ اسم مفعول «gekauft» و Perfekt با haben. تفاوت مهم با ترکیب جداشدنی «einkaufen»: kaufen یعنی خریدِ چیز مشخص («Ich kaufe ein Brot» — نانی میخرم) اما einkaufen یعنی خریدِ کلی و دورۀ بازار («Ich gehe einkaufen» — میروم خرید؛ حتی اگر چیزی نخرید!).
مثال: Wir kaufen ein neues Sofa für das Wohnzimmer. — برای نشیمن مبل نو میخریم. صفت «kaufenswert» یعنی «ارزش خریدنداشتن» و اسمهای مرتبط: «der Käufer» (خریدار) و «der Verkäufer» (فروشنده). در فروشگاههای بزرگ، جملهٔ «Kann ich Ihnen helfen?» (میتوانم کمکتان کنم؟) اولین چیزی است که میشنوید و پاسخ آماده: «Ich schaue mich nur um» — فقط نگاه میکنم! آنلاین هم «online kaufen» (آنلاینخریدن) و «der Online-Kauf» واژههای عصر حاضرند؛ «die Kasse» (صندوق/دخل) نقطهٔ پایان هر خرید حضوری است.