پرش به محتوا

fertig

finished; ready

لغات آلمانی۳۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

«آماده، تمام‌شده»؛ معمولاً با sein: Ich bin fertig.

fertig به معنی «آماده، تمام‌شده» صفتی است که معمولاً با فعل «sein» می‌آید: «Ich bin fertig!» — آماده‌ام! یا تمام کردم! ترکیب‌های رایج: «mit der Arbeit fertig sein» — کار را تمام کردن، و «fertig werden mit» — از پسِ چیزی برآمدن. مثال: «Das Essen ist in zehn Minuten fertig.» — غذا ده دقیقهٔ دیگر آماده است. نکتهٔ لحن: «Ich bin mit dir fertig» یعنی «با تو کارم تمام است» و جمله‌ای جدی است؛ اما در کار روزمره «Bin ich damit fertig?» فقط پرسش از اتمام است.