die Fahrkarte
ticket (transport)
تعریف کوتاه
بلیط سفر؛ قطار، اتوبوس و مترو.
die Fahrkarte به معنی «بلیط سفر» اسمی مؤنث است و جمع آن «die Fahrkarten» میشود. از فعل «fahren» (رفتن با وسیله) ساخته شده؛ هممعادل رایج آن «das Ticket» است که بیشتر برای قطارهای مسافتبلند و پرواز به کار میرود. ترکیبهای مفید: «die Rückfahrkarte» (بلیط رفتوبرگشت) و «die Fahrkarte lösen» یعنی بلیط را پیش از سفر مهرومومکردن — در اتوبوس و متروی شهری آلمان اگر بلیط تاریخ نخورده باشد جریمه میشوید.
مثال: Ich brauche eine Fahrkarte nach Hamburg, bitte. — یک بلیط به هامبورگ لازم دارم، لطفاً. جملهٔ پرسیدن قیمت هم حیاتی است: «Was kostet die Fahrkarte?» — بلیط چقدر است؟ در ایستگاهها «der Fahrkartenautomat» یعنی خودپرداز بلیط و «die Fahrkarte entwerten» همان مهرکردن بلیط است؛ این دو را از روز اول یاد بگیرید تا جریمهٔ ناخواسته نگیرید.