fahren
to drive; to travel (by vehicle)
تعریف کوتاه
«رانندگی کردن، با وسیله رفتن»؛ فعل بیقاعده: er fährt، fuhr.
fahren به معنی «رانندگی کردن، با وسیلهٔ نقلیه رفتن» فصلی بیقاعده با تغییر مصوت است: ich fahre، du fährst، er fährt و گذشتهٔ سادهٔ آن «fuhr». برای گفتن وسیله، حرف اضافهٔ «mit» به کار میرود: «mit dem Zug fahren» — با قطار رفتن. مثال: «Wir fahren am Wochenende nach Hamburg.» — آخر هفته به هامبورگ میرویم. نکتهٔ دستوری مهم: زمان کامل این فعل با «sein» ساخته میشود، چون جابهجایی مکان را نشان میدهد: «Ich bin mit dem Bus gefahren.» — با اتوبوس رفتم.