پرش به محتوا

bleiben

to stay; to remain

لغات آلمانی۲۲ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

«ماندن»؛ فعل بی‌قاعده: ich bleibe، blieb، ist geblieben.

bleiben به معنی «ماندن، باقی ماندن» فصلی بی‌قاعده است که زمان کامل آن با «sein» ساخته می‌شود: ich bleibe، du bleibst، گذشتهٔ ساده blieb و کامل «ist geblieben». ترکیب‌های پرکاربرد: «zu Hause bleiben» — خانه ماندن، و «gesund bleiben» — سلامت ماندن. مثال: «Wir bleiben heute zu Hause, weil das Wetter schlecht ist.» — امروز خانه می‌مانیم، چون هوا بد است. تفاوت با «wohnen»: wohnen یعنی «سکونت داشتن» و به محل زندگی اشاره دارد، اما bleiben یعنی در یک مکان باقی ماندن، حتی برای چند دقیقه.