der Urlaub
vacation / holiday
تعریف کوتاه
مرخصی و تعطیلات؛ مذکر، با کاربرد اداری پرکاربرد.
der Urlaub به معنی «تعطیلات، مرخصی» اسمی مذکر است و جمع آن «die Urlaube» میشود؛ هم مرخصی کاری («Ich nehme Urlaub» — مرخصی میگیرم) و هم سفر تعطیلات («der Sommerurlaub» — تعطیلات تابستان). از «die Erlaubnis» (اجازه) خانواده است — «رخصتگرفتن از کار»!
مثال: Im Urlaub fahren wir in die Türkei. — در تعطیلات به ترکیه میرویم. واژههای اداری: «der Urlaubsantrag» (فرم درخواست مرخصی) و «der Resturlaub» (ماندهٔ مرخصی سالانه) که آلمانیها وسواسگونه دنبالش میگردند؛ «die Urlaubsplanung» هم از بحثهای دیرینهٔ هر اداره است — مرخصی بهموقع بگیرید!