le travail
work
تعریف کوتاه
کار؛ با جمع نامنظم les travaux و ترکیب bien travaillé.
le travail به معنی «کار» اسمی مذکر است و جمع آن نامنظم «les travaux» است (برای پروژهها و کارهای فیزیکی)؛ تلفظ آن «لُترا-وای» است با «ll» صدادار. فعل «travailler» (کارکردن) و صفت «travailleur» (کوشا) از همین خانوادهاند. «le marché du travail» یعنی بازار کار و «le permis de travail» یعنی اجازهٔ کار — دو واژهٔ حیاتی مهاجرت.
مثال: J'ai beaucoup de travail cette semaine. — این هفته کار زیادی دارم. عبارات مفید: «chercher un travail» (دنبال کار گشتن)، «perdre son travail» (ازدستدادن کار) و «le temps partiel» (پارهوقت) در مقابل «le temps plein» (تماموقت). «rentrer du travail» یعنی «از سر کار برگشتن». در فرانسه «le CDI» (قرارداد نامحدود) و «le CDD» (قرارداد موقت) اصطلاحات جدی بازار کارند که در هر گفتوگوی کاری میشنوید. صفت تشویقی «C'est du bon travail !» هم یعنی «کار خوبی شده!».