le train
train
تعریف کوتاه
قطار؛ با ترکیب prendre le train (سوار قطار شدن).
le train به معنی «قطار» اسمی مذکر است و جمع آن «les trains» میشود؛ تلفظ آن «لُترَن» با صدای nasal «in». قطار پرسرعت فرانسه «le TGV» (train à grande vitesse) است و قطار منطقهای «le TER». فعل همراه «prendre» است: «prendre le train» یعنی «سوار قطار شدن» — تحتاللفظی «قطار را گرفتن»!
مثال: Le train de Marseille arrive au quai numéro 3. — قطار مارسی به سکوی شمارهٔ ۳ میرسد. اعلام ایستگاه با «Le prochain train est à quai» (قطار بعدی در سکوست) پخش میشود. «le train de vie» معنای مجازی جالبی دارد: «سبک و سطح زندگی» — نمونهای از تصویرسازی فرانسه با واژهٔ قطار! برای وقتشناسی هم وقتشناسی قطارها در فرانسه جدی است و تأخیر TGV معمولاً کم است — هرچند شهرت جهانیاش برعکس است!