le temps
time / weather
تعریف کوتاه
زمان و وقت؛ و در گفتار، همان آبوهوا!
le temps به معنی «زمان، وقت» اسمی مذکر است و جمع آن «les temps» فقط برای «روزگارها و دورانها» است («les temps modernes» — دوران مدرن). نکتهٔ معروف: در گفتار روزمرهٔ فرانسه «le temps» یعنی «آبوهوا» هم هست! «Quel temps fait-il ?» یعنی «هوا چطور است؟» نه «زمان چه میکند؟». تلفظ آن «لُتان» است با صدای nasal «an».
مثال: Je n'ai pas le temps de tout visiter aujourd'hui. — امروز فرصت دیدن همهجا را ندارم. عبارات کلیدی: «avoir le temps» (وقتداشتن)، «prendre son temps» (عجلهنکردن) و «gagner du temps» (وقتکسبیدن). «le temps libre» یعنی اوقات فراغت و «à temps» یعنی «بهموقع»: «Je suis arrivé à temps» — بهموقع رسیدم. ضربالمثل «le temps c'est de l'argent» هم همان «وقت طلاست» فارسی است!