toujours
always; still
تعریف کوتاه
«همیشه؛ هنوز»؛ قیدی با دو معنای پرکاربرد.
toujours دو معنای اصلی دارد: «همیشه» برای بسامد دائمی («Il est toujours en retard» — او همیشه دیر میکند) و «هنوز» برای ادامهٔ وضعیت («Tu es toujours là ?» — هنوز آنجایی؟). این دوگانهٔ معنایی از نکتههای ظریف فرانسه است و بافت جمله معنی را روشن میکند. مثال: «Merci comme toujours» — مثل همیشه ممنونم. در طیف بسامد، toujours بیشترین تکرار را نشان میدهد و souvent (اغلب)، parfois (گاهی) و jamais (هرگز، در جملهٔ منفی) بهترتیب بسامد را کم میکنند؛ این طیف برای توصیف عادتها کلیدی است.