rester
to stay; to remain
تعریف کوتاه
«ماندن، باقی ماندن»؛ زمان کاملش با être: je suis resté.
rester به معنی «ماندن، باقی ماندن» فعلی قاعدهمند در حال ساده است: je reste، tu restes، il reste. نکتهٔ مهم دستوری: زمان کامل آن با فعل کمکی être ساخته میشود: «Je suis resté à la maison» — خانه ماندم. ترکیب «rester en contact» یعنی «در تماس ماندن». مثال: «Nous restons ici jusqu'à demain.» — تا فردا اینجا میمانیم. تفاوت با «habiter»: habiter یعنی «سکونت داشتن» و به محل زندگی دائمی اشاره دارد، اما rester ماندن در یک مکان را بیان میکند، چه چند دقیقه باشد چه چند سال.