venir (فعل)
to come
تعریف کوتاه
آمدن؛ فعل نامنظم، ماضیاش با être: venu.
venir به معنی «آمدن» فعلی نامنظم است: je viens, tu viens, il vient, nous venons, vous venez, ils viennent؛ ماضی مرکب آن با فعل کمکی être ساخته میشود و با فاعل همجنس میشود: «je suis venu(e)» — آمدم. ساختار ویژه: «venir de + مصدر» یعنی «همین حالا کاریکردن»: «Je viens d'arriver» یعنی «تازه رسیدهام»!
مثال: Je viens d'Iran, mais j'habite à Lyon. — از ایران میآیم اما در لیون زندگی میکنم. خانوادهٔ واژه: «devenir» (شدن)، «revenir» (برگشتن) و «se souvenir» (بهیادآوردن) — همه با ریشهٔ «ven» و همین الگوی صرف!