parler (فعل)
to speak
تعریف کوتاه
صحبتکردن؛ فعلی منظم گروه اول: je parle.
parler به معنی «صحبتکردن، حرفزدن» فعلی منظم از گروه اول است: je parle, tu parles, il parle, nous parlons, vous parlez, ils parlent — توجه: «parle/parles/parlent» هر سه یکجوره تلفظ میشوند! اسم مفعول «parlé» و گذشتهٔ ترکیبی با avoir. با حرف اضافه: «parler à quelqu'un» (با کسی حرفزدن) و «parler de quelque chose» (دربارهٔ چیزی حرفزدن).
مثال: Parlez-vous anglais ? — انگلیسی صحبت میکنید؟ این جمله با شماون رسمی، پرکاربردترین جملهٔ شروع گفتوگوی فرانسویِ مسافر است. «parler français couramment» یعنی «فرانسه را روان صحبتکردن» — هدف هر زبانآموز! در فرمهای مهارت زبان، «langue parlée» (زبان گفتاری) در مقابل «langue écrite» (زبان نوشتاری) است. «parler pour ne rien dire» یعنی «حرفزدن بدون محتوا» و «on parle de tout» (از همهچیز حرف میزنیم) روح چتهای کافهای فرانسه است. اسم «la parole» (واژهٔ گفتاری/کلام) هم در «donner sa parole» (قولدادن) زنده است.