apprendre (فعل)
to learn / to teach
تعریف کوتاه
یادگرفتن؛ فعلی نامنظم با قاعدهٔ prend-re.
apprendre به معنی «یادگرفتن» فعلی نامنظم از گروه «prendre» است: j'apprends, tu apprends, il apprend, nous apprenons, vous apprenez, ils apprennent. اسم مفعول «appris» و گذشتهٔ ترکیبی با avoir: «j'ai appris» — یاد گرفتهام. نکتهٔ جالب معنایی: «apprendre quelque chose à quelqu'un» یعنی «چیزی را به کسی یاددادن» — پس همین فعل هم «یادگرفتن» است هم «یاددادن»، بسته به ساختار جمله!
مثال: J'apprends le français depuis deux ans. — دو سال است فرانسه یاد میگیرم. «apprendre par cœur» یعنی «از بر یادگرفتن/حفظکردن» (دل به دل!) و «apprendre sur le tas» یعنی «در حین کار یادگرفتن». اسم «l'apprentissage» (فرایند یادگیری) و «l'apprenti» (شاگردِ کارگاه) از همین خانوادهاند — نظام «l'apprentissage» (آموزش حرفهای ترکیبی با کار) در فرانسه مسیر محبوب مهارتآموزی جوانان است. برای بیان سرعت هم: «Il apprend vite !» — زود یاد میگیرد!