la langue
language / tongue
تعریف کوتاه
زبان؛ هم به معنای language و هم زبان در دهان.
la langue به معنی «زبان» اسمی مؤنث است و جمع آن «les langues» میشود؛ هم به معنی «زبانِ گفتار» و هم «زبان» عضو دهان! صفت «langagier» به معنای «زبانی» است و «le langage» یعنی «ساختار گفتاری» — تفاوت ظریفی که در متون زبانشناسی مهم است. «la langue maternelle» یعنی زبان مادری.
مثال: Le français est une belle langue, mais la grammaire est difficile. — فرانسه زبان قشنگی است، اما گرامرش سخت است. ادارهٔ رسمی زبان فرانسه «l'Académie française» است که قواعد را پاسداری میکند. برای بیان تسلط: «parler couramment» یعنی «روان صحبتکردن» و «la langue étrangère» یعنی زبان خارجی. در رزومهٔ فرانسوی سطحها با «notions» (آشنایی)، «courant» (روان) و «bilingue» (دوزبانه) بیان میشوند — واژههایی که در فرمهای کاری فرانسه مرتب میبینید.