fatigué
tired
تعریف کوتاه
«خسته»؛ مؤنثش fatiguée؛ از فعل fatiguer.
fatigué به معنی «خسته» صفت حالتی است که مؤنث آن «fatiguée» میشود و از فعل «fatiguer» (خسته کردن) آمده است. با être به کار میرود: «Je suis fatigué après le travail» — بعد از کار خستهام. مثال: «Les enfants sont fatigués, ils vont se coucher.» — بچهها خستهاند، میروند بخوابند. تفاوت با «fatigant»: fatigant یعنی «خستهکننده» و برای چیزی است که خستگی ایجاد میکند («un travail fatigant» — کاری خستهکننده)، در حالی که fatigué حالت شخص خسته را توصیف میکند؛ برای خستگی شدید هم «épuisé» یعنی «ازپاافتاده».