demander
to ask; to request
تعریف کوتاه
«پرسیدن، درخواست کردن»؛ فعل قاعدهدار: je demande.
demander به معنی «پرسیدن، درخواست کردن» فعلی قاعدهمند است: je demande، tu demandes، il demande. ترکیبهای کلیدی: «demander de l'aide» — کمک خواستن، و «demander son chemin» — راه را پرسیدن. ساختار مهم «demander à quelqu'un de faire quelque chose» یعنی «از کسی خواستن کاری بکند». مثال: «J'ai demandé l'addition au serveur.» — از گارسون صورتحساب را خواستم. تفاوت با «poser une question»: برای «سؤال پرسیدن» فرانسویزبانها ترکیب «poser une question» را به کار میبرند و demander بیشتر برای درخواست و خواستن است.