croire
to believe; to think
تعریف کوتاه
«باور کردن، گمان کردن»؛ فعل بیقاعده: je crois، il croit.
croire به معنی «باور کردن، گمان کردن» فصلی بیقاعده است: je crois، tu crois، il croit و صفت مفعولی آن «cru». با «que» برای بیان گمان میآید: «Je crois qu'il pleut» — فکر میکنم باران میآید. مثال: «Je ne crois pas cette histoire.» — این ماجرا را باور نمیکنم. تفاوت با «penser» و «savoir»: penser فرایند فکر کردن، savoir دانستن قطعی، و croire باور یا گمان بدون قطعیت را بیان میکند؛ وقتی مطمئن نیستید، جواب درست همان «Je crois» — فکر کنم — است.