savoir (فعل)
to know (a fact / how to)
تعریف کوتاه
دانستن و بلدبودن؛ در برابر connaître.
savoir به معنی «دانستن/بلدبودن» فعلی نامنظم است: je sais, tu sais, il sait, nous savons, vous savez, ils savent؛ ماضی مرکب «j'ai su». تفاوت کلیدی با «connaître»: «savoir» برای دانستنِ واقعیتها و مهارت است («Je sais nager» — شنا بلدم) و «connaître» برای آشنایی با اشخاص و مکانها («Je connais Paris» — پاریس را میشناسم).
مثال: Est-ce que vous savez où est la gare ? — میدانید ایستگاه قطار کجاست؟ «savoir par cœur» یعنی «از بر دانستن» — تعبیر طلایی زبانآموزان؛ و «je ne sais pas» (نمیدانم) پرتکرارترین جملهٔ کلاس فرانسه است!