spend
/spend/
تعریف کوتاه
خرج کردن پول یا صرف کردن زمان؛ بیقاعده spend–spent–spent.
spend یعنی «خرج کردن پول» یا «صرف کردن زمان و انرژی» و فعل بیقاعده است: spend–spent–spent. ساختار: spend money/time on something و spend time doing something — وقتی بعد از آن فعل بیاید، حتماً با ing است: «We spent the weekend cleaning the house». تفاوت با pay: pay یعنی «پرداخت به کسی یا بهای چیزی» (pay the bill، pay by card)، اما spend یعنی «مصرف کردنِ کل منبع». تفاوت با waste: در spend فرض بر کارِ باری است، در waste بر اتلاف. مثال: «The company spent two million dollars on advertising last year.» — شرکت پارسال دو میلیون دلار روی تبلیغات هزینه کرد.