sort out
/sɔːrt ˈaʊt/
تعریف کوتاه
مرتب کردن؛ حلوفصل کردن مشکل؛ جدانشونده: sort it out.
sort out یعنی «مرتب و دستهبندی کردن» — «sort out the files» — و «حلوفصل کردن مشکل یا سوءتفاهم»: «Don't worry, we'll sort it out» (نگران نباش، ما حلش میکنیم). جدانشونده است: «sort it out». در انگلیسی بریتانیایی «sort yourself out» یعنی «زندگیت را جمع کن». مترادفها: solve و fix برای مشکلات و organize برای چیدمان. مثال: «There's a small problem with your order, but we'll sort it out today.» — سفارش شما مشکلی کوچک دارد، اما امروز حلش میکنیم.