handle
/ˈhændl/
تعریف کوتاه
از پس کاری برآمدن، رسیدگی کردن؛ محاورهایتر از manage.
handle یعنی «از پس کاری برآمدن، رسیدگی و اداره کردن» و لحنش محاورهایتر از manage است: «Can you handle the pressure?». در محیط کار handle customer complaints (رسیدگی به شکایت مشتری) و handle a situation (مدیریت یک موقعیت) بسیار رایجاند. معنای فیزیکی آن «دست زدن و جابهجا کردن» است؛ عبارت «Handle with care» (با احتیاط جابهجا شود) روی بستههای حساس دیده میشود. تفاوت با deal with: تقریباً هممعنا هستند؛ deal with بر «روبهرو شدن» تأکید دارد و handle بر «کنترل و از پس برآمدن». مثال: «She handled the difficult client very professionally.» — با مشتری سختگیر بسیار حرفهای برخورد کرد.