run into
/rʌn ˈɪntuː/
تعریف کوتاه
تصادفاً کسی را دیدن؛ به مشکل خوردن؛ جدانشدنی.
run into یعنی «ناخواسته و رودررو کسی را دیدن» — «I ran into an old classmate at the mall» — و «به مشکل یا دشواری برخورد کردن»: «The project ran into delays» (پروژه با تأخیر روبهرو شد). این عبارت جدانشدنی است و فعلش بیقاعده است: «I ran into...». مترادفها: come across (بیشتر برای اشیا و یافتهها) و bump into (محاورهایتر، برای آدمها). مثال: «We ran into each other at the airport — what a small world!» — توی فرودگاه به هم برخوردیم؛ دنیا چه کوچک است!