realize
/ˈriːəlaɪz/
تعریف کوتاه
متوجه شدن، دریافتن؛ در معنای دوم: به واقعیت تبدیل کردن.
realize یعنی «متوجه شدن، دریافتن» (ناگذری): «I didn't realize it was so late» (متوجه نشده بودم اینقدر دیر شده). معنای دوم آن «تبدیل کردن به واقعیت یا سود» است: «realize your potential» (پتانسیلت را شکوفا کن)، «realize a profit» (از فروش سود به دست آوردن). تفاوت با understand: understand فهمِ یک موضوع است، اما realize لحظهٔ «به آگاهی رسیدن» را نشان میدهد؛ به همین دلیل در داستانسرایی و گزارشها زیاد میآید. مثال: «She suddenly realized she had left her wallet at the office.» — ناگهان متوجه شد کیف پولش را در دفتر جا گذاشته است.