find out
/faɪnd ˈaʊt/
تعریف کوتاه
باخبر شدن، کشف کردن اطلاعات؛ جدانشونده: find it out.
find out یعنی «باخبر شدن، در جریان قرار گرفتن، کشف کردن واقعیت» و جدانشونده است: «I just found out that she's moving to Canada». ساختارها: find out about something (از موضوعی باخبر شدن)، find out that... و find out how/why/where.... تفاوت با figure out: find out دربارهٔ «به دست آوردن اطلاعاتی که وجود دارد» است، اما figure out «خودِ پردازش و حل کردن» است. مثال: «How did you find out about the party?» — از کجا باخبر شدی مهمانی را؟