پرش به محتوا

put on

/pʊt ˈɑːn/

لغات انگلیسی۱۶ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

پوشیدن لباس؛ متضاد take off؛ جدانشونده: put it on.

put on یعنی «پوشیدن لباس، کفش یا عینک» و جدانشونده است: «Put on your coat — it's cold» یا «put it on». معانی دیگر: «چند کیلو وزن اضافه کردن» — «I put on two kilos over the holidays» — و «برپا کردن اجرا»: «put on a show». متضاد مستقیم آن take off است: «He took off his jacket and put on a sweater». تفاوت با wear: put on عملِ لحظه‌ای پوشیدن است، اما wear یعنی «پوشیده بودن». مثال: «Don't forget to put on sunscreen before going to the beach.» — پیش از رفتن به ساحل، یادت نرود ضدآفتاب بزنی.