پرش به محتوا

put

/pʊt/

لغات انگلیسی۱۶ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

گذاشتن، قرار دادن؛ در هر سه شکل اصلی یکسان: put–put–put.

put به معنی «گذاشتن، قرار دادن چیزی در جایی» است و در هر سه شکل اصلی به یک صورت می‌ماند: put–put–put. معمولاً مفعول و بعد از آن قید مکان می‌خواهد: «Put the keys on the table». نکتهٔ کاربردی: در عبارت‌های فعلی وقتی مفعول ضمیر کوتاه است، ضمیر در میانه می‌آید: «put it on» (نه put on it). ترکیب‌های پرکاربرد: put on (پوشیدن)، put off (به تعویق انداختن)، put away (جمع کردن). مثال: «She put her phone away and started studying for the exam.» — گوشی‌اش را کنار گذاشت و درس خواندن برای امتحان را شروع کرد.