pretty much
/ˈprɪti mʌtʃ/
تعریف کوتاه
«تقریباً، عملاً»؛ محاورهایتر از almost؛ در رایتینگ ننویسید.
pretty much به معنی «تقریباً، عملاً» قید محاورهای است و معادل خودمانیتر و قویتر almost به شمار میرود: «The project is pretty much finished.» در جواب کوتاه هم میآید: «Are you done? — Pretty much.» یعنی عملاً تمام است. مثال: «I've pretty much given up on finding a parking spot here.» — عملاً امیدم به پیدا کردن پارکینگ اینجا را از دست دادهام. «pretty much everyone» یعنی تقریباً همه، نه صددرصد همه؛ در رایتینگ آکادمیک از آن پرهیز کنید و almost بنویسید.