پرش به محتوا

manage

/ˈmænɪdʒ/

لغات انگلیسی۳۹ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

مدیریت کردن؛ همچنین به‌زحمت موفق شدن: manage to do sth.

manage دو کاربرد مهم دارد: «مدیریت کردن» (manage a team — اداره کردن تیم) و «به‌زحمت موفق شدن» که همیشه to می‌گیرد: «We managed to finish on time» (توانستیم سر وقت تمامش کنیم). اسم‌هایش manager و management هستند. تفاوت با handle: در معنای مدیریت، handle موردی و عملیاتی است، اما manage کلان‌تر و رسمی‌تر است. ترکیب‌های پرکاربرد: manage your time (مدیریت زمان)، manage expectations (مدیریت انتظارات). مثال: «He manages a team of twelve people at a tech company.» — در یک شرکت فناوری تیمی دوازده‌نفره را مدیریت می‌کند.