پرش به محتوا

deal with

/diːl wɪð/

لغات انگلیسی۳۲ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

رسیدگی کردن، سروکار داشتن با؛ مترادف handle — جدانشدنی.

deal with یعنی «روبه‌رو شدن و رسیدگی کردن به مشکل، موضوع یا آدم سخت»: «How do you deal with stress?». فعل آن بی‌قاعده است (deal–dealt–dealt) و عبارت جدانشدنی است. مترادف نزدیک آن handle است؛ deal with بر «مواجهه و سروکار داشتن» تأکید دارد و handle بر «کنترل و مدیریت». در محیط اداری «I'll deal with it» یعنی «رسیدگی‌اش با من». مثال: «Customer service deals with hundreds of complaints every day.» — واحد خدمات مشتری هر روز با صدها شکایت سروکار دارد.