basically
/ˈbeɪsɪkli/
تعریف کوتاه
«اساساً، خلاصهاش»؛ سادهسازی و خلاصهکردن توضیح.
basically به معنی «اساساً، در اصل، خلاصهاش اینکه» قید گفتمانی است و برای سادهسازی، خلاصهکردن یا معرفی جوهرهٔ مطلب بهکار میرود؛ در مکالمهٔ روزمرهٔ انگلیسی بهشدت پرتکرار است. ابتدای جمله یا قبل از فعل اصلی مینشیند: «Basically, we have two options.» مثال: «It's basically a phone with a better camera.» — در اصل، یک گوشی با دوربین بهتر است. نکتهٔ سبکی: در متنهای آکادمیک و رسمی زیادهروی در استفاده از آن توصیه نمیشود و «essentially» جایگزین رسمیترش است.