in fact
/ɪn fækt/
تعریف کوتاه
«در واقع»؛ دقیقکردن یا تقویت گفتهٔ قبلی؛ نکتهٔ خلاف انتظار.
in fact به معنی «در واقع، اتفاقاً» عبارت گفتمانی است و دو نقش دارد: تقویت و دقیقکردن گفتهٔ قبلی با واقعیتی قویتر («It's warm — in fact, it's the hottest day of the year») و معرفی نکتهای خلاف انتظار. در رایتینگ برای توسعه دادن ایدهها و در مکالمه برای تأکید ابزار عالیای است. مثال: «She seems shy. In fact, she's one of the funniest people I know.» — خجالتی به نظر میرسد؛ در واقع یکی از بامزهترین آدمهایی است که میشناسم.