پرش به محتوا

wissen (فعل)

to know (a fact)

لغات آلمانی۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

دانستن؛ فعل نامنظمشده با ich weiß.

wissen به معنی «دانستن (واقف بودن)» فعلی نامنظم است: ich weiß, du weißt, er weiß, wir wissen؛ گذشته «wusste» و کامل «gewusst». تفاوت بنیادین با «kennen»: «wissen» برای دانستن اطلاعات و «kennen» برای آشنایی‌بودن با شخص/مکان — «Ich weiß die Antwort» و «Ich kenne den Lehrer».

مثال: Ich weiß es nicht genau. — دقیق نمی‌دانم. تعبیرهای پرکاربرد: «Das weiß ich nicht» (نمی‌دانم) و «Ich weiß nicht, was ich sagen soll» (نمی‌دانم چه بگویم)؛ و «gewusst wie!» یعنی «بلد بودنِ کار!» — ستایش استادی؛ جملهٔ تلویزیونی مشهور مسابقات: «Wollen Sie wissen…?» (می‌خواهید بدانید…؟).