wissen (فعل)
to know (a fact)
تعریف کوتاه
دانستن؛ فعل نامنظمشده با ich weiß.
wissen به معنی «دانستن (واقف بودن)» فعلی نامنظم است: ich weiß, du weißt, er weiß, wir wissen؛ گذشته «wusste» و کامل «gewusst». تفاوت بنیادین با «kennen»: «wissen» برای دانستن اطلاعات و «kennen» برای آشناییبودن با شخص/مکان — «Ich weiß die Antwort» و «Ich kenne den Lehrer».
مثال: Ich weiß es nicht genau. — دقیق نمیدانم. تعبیرهای پرکاربرد: «Das weiß ich nicht» (نمیدانم) و «Ich weiß nicht, was ich sagen soll» (نمیدانم چه بگویم)؛ و «gewusst wie!» یعنی «بلد بودنِ کار!» — ستایش استادی؛ جملهٔ تلویزیونی مشهور مسابقات: «Wollen Sie wissen…?» (میخواهید بدانید…؟).