verstehen (فعل)
to understand
تعریف کوتاه
فهمیدن؛ فعل قوی با Past پرکاربرد verstand.
verstehen به معنی «فهمیدن» فعلی قوی است: ich verstehe, du verstehst, er versteht, wir verstehen؛ گذشتهٔ ساده «verstand» و کامل «verstanden» — «Ich habe es verstanden» (فهمیدمش). جداشدنی نیست چون «ver-» پیشوند جدانشدنی است.
مثال: Ich verstehe dich gut. — خوب میفهممت. تعبیر مشهور محاورهای: «Ich verstehe nur Bahnhof» یعنی «چیزی نمیفهمم» — تحتاللفظی «فقط ایستگاه قطار میفهمم!»؛ و جملهٔ کلاسیک کلاس: «Verstehen Sie das?» (میفهمید؟)؛ تفاوت با «begreifen» (دردلکردن/فهم عمیق) را در سطح B1 میآموزید.