werden (فعل)
to become / will
تعریف کوتاه
شدن؛ فعل سازندهٔ آینده و مجهول.
werden به معنی «شدن» فعلی نامنظم است: ich werde, du wirst, er wird, wir werden, ihr werdet, sie werden؛ گذشتهٔ ساده «wurde» و کامل «geworden». سه نقش کلیدی دارد: فعل اصلی («Ich werde Arzt» — دکتر میشوم)، فعل کمکی آینده («Ich werde morgen kommen» — فردا میآیم) و سازندهٔ مجهول («Das Haus wird gebaut» — خانه ساخته میشود).
مثال: Ich werde nächstes Jahr Student. — سال بعد دانشجو میشوم. تفاوت با «sein»: werden یعنی «در حال شدن» و sein یعنی «بودن»؛ در خبر «Es wird kalt» (دارد سرد میشود) را میشنوید و «Was soll ich werden?» سؤال بزرگ کودکی دربارهٔ آیندهٔ شغلی است.