پرش به محتوا

sein (فعل)

to be

لغات آلمانی۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

بودن؛ نامنظم‌ترین فعل آلمانی: ich bin, du bist.

sein به معنی «بودن» فعلی کاملاً نامنظم است: ich bin, du bist, er ist, wir sind, ihr seid, sie sind؛ گذشتهٔ ساده «war» و کامل «gewesen». مهم‌ترین فعل زبان است — هم فعل اصلی («Ich bin müde») و هم فعل کمکی Perfekt فعل‌های حرکتی و تغییر حالت («ich bin gegangen»).

مثال: Ich bin müde und gehe schlafen. — خسته‌ام و می‌روم بخوابم. امر آن «sei!» است («Sei ruhig!» — آروم باش!) و جملهٔ بی‌تفاوتی معروف «Das ist mir egal» (بر من مهم نیست) هم با همین فعل و ضمیر «mir» می‌آید؛ جملهٔ اول هر زبان‌آموز آلمانی همین است: «Ich bin Student» — با آن شروع کنید!