haben (فعل)
to have
تعریف کوتاه
داشتن؛ فعل کمکی اصلی Perfekt: ich habe.
haben به معنی «داشتن» فعلی نامنظم است: ich habe, du hast, er hat, wir haben, ihr habt, sie haben؛ گذشتهٔ ساده «hatte» و کامل «gehabt». بیشتر از «sein» فعل کمکی است: بیشتر فعلهای Perfekt با آن ساخته میشوند — «Ich habe Deutsch gelernt».
مثال: Hast du Zeit für eine Tasse Kaffee? — برای یک فنجان قهوه وقت داری؟ تعبیرها: «Du hast Recht» (حق با توست)، «Hunger haben» (گرسنه بودن) و «Angst haben» (ترسیدن) — آلمانی گرسنگی و ترس را «دارد»!؛ و جملهٔ طلایی کلاس: «Ich habe eine Frage» (سؤالی دارم).