sehen
to see
تعریف کوتاه
«دیدن»؛ فعل بیقاعده: ich sehe، du siehst، er sieht.
sehen به معنی «دیدن» فصلی بیقاعده است: ich sehe، du siehst، er sieht و گذشتهٔ سادهٔ آن «sah» است. برای «تلویزیون دیدن» آلمانیها فعل جداکردنیِ «fernsehen» را به کار میبرند و جملهٔ خوشامدگویی «Schön, dich zu sehen!» یعنی «چه خوب شد که دیدمت!». مثال: «Ich sehe den Bus, aber er ist zu langsam.» — اتوبوس را میبینم، اما خیلی کند است. تفاوت با «schauen» و «ansehen»: این دو بیشتر «نگاه کردن» با توجه عمدی را نشان میدهند، در حالی که sehen دریافت تصویر با چشم را بیان میکند.