hören
to hear; to listen
تعریف کوتاه
«شنیدن، گوش دادن»؛ فعل کمابیش قاعدهمند: er hört، hörte.
hören به معنی «شنیدن، گوش دادن» فصلی است که صرف آن کمابیش قاعدهمند است: ich höre، du hörst، er hört و گذشتهٔ سادهٔ آن «hörte». برای گوش دادن فعال، فعل جداکردنیِ «zuhören» به کار میرود: «Hör bitte gut zu!» — لطفاً خوب گوش بده. ترکیب «Musik hören» یعنی «موسیقی گوش دادن». مثال: «Ich habe deinen Namen nicht gehört.» — نامت را نشنیدم. این واژه جفت حسیِ «sehen» است: دیدن با چشم و شنیدن با گوش انجام میشود و در درسهای حواس کنار هم میآیند.