پرش به محتوا

der Schuh

shoe

لغات آلمانی۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

کفش؛ مذکر، جمعش die Schuhe.

der Schuh به معنی «کفش» اسمی مذکر است و جمع آن «die Schuhe» می‌شود؛ «der Stiefel» (نیم‌بوت)، «die Sandalen» (صندل) و «die Hausschuhe» (دمپایی) اعضای دیگر خانواده‌اند. «die Schuhgröße» (شمارهٔ کفش) واژهٔ لازمِ خرید است.

مثال: Diese Schuhe sind sehr bequem. — این کفش‌ها خیلی راحت‌اند. ضرب‌المثل مشهور: «Der Schuster trägt die schlechtesten Schuhe» — دوزندهٔ کفش بدترین کفش‌ها را می‌پوشد (کاسبِ بی‌نوای خودِ بی‌چیز است)؛ و «die Schuhe ausziehen» (کفش درآوردن) آیین خانه‌های آلمانی است — دمپایی یادتان باشد!