der Fuß
foot
تعریف کوتاه
پا؛ با جمع نامنظم die Füße و قید پیاده zu Fuß.
der Fuß به معنی «پا» اسمی مذکر است و جمع آن با تغییر مصوت «die Füße» ساخته میشود. پرکاربردترین ترکیب: «zu Fuß gehen» (پیادهرفتن) — «Wir gehen zu Fuß» یعنی «پیاده میرویم».
مثال: Meine Füße tun nach dem langen Spaziergang weh. — بعد از پیادهروی طولانی پاهایم درد میکند. «der Fußball» هم «فوتبال» است هم «توپ فوتبال» و واژهٔ «der Fußabdruck» (ردّ پا) را در داستانهای پلیسی میبینید؛ نگارش آن با «ß» است و در سوئیس با «ss».