schreiben
to write
تعریف کوتاه
«نوشتن»؛ فعل بیقاعده: er schreibt، schrieb، geschrieben.
schreiben به معنی «نوشتن» فصلی بیقاعده است: ich schreibe، du schreibst، er schreibt، گذشتهٔ ساده schrieb و صفت مفعولی geschrieben. ترکیبهای رایج: «eine E-Mail schreiben» — ایمیل نوشتن، و «an jemanden schreiben» — به کسی نامه یا پیام نوشتن. مثال: «Ich schreibe dir später eine Nachricht.» — بعداً برایت پیام مینویسم. نکتهٔ کاربردی: در نامههای رسمی آلمانی، شروع استاندارد «Sehr geehrte Damen und Herren» و پایان آن «Mit freundlichen Grüßen» است؛ فعل schreiben ستون فقرات همین مکاتبات اداری است.