پرش به محتوا

rot (صفت)

red

لغات آلمانی۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

سرخ و قرمز؛ رنگ خون و سیگنال ایست.

rot به معنی «سرخ، قرمز» صفت است و چون صفت است حرف تعریف جدا ندارد؛ شکل مقایسه‌ای «roter» و عالی «am rotesten» است. «Rotkäppchen» (کلاه‌قرمزی) از قصه‌های مشهور برادران گریم است.

مثال: Die Rose ist rot. — گل سرخ است. تعبیرها: «rot werden» (از خجالت سرخ‌شدن)، «die rote Karte» (کارت قرمز فوتبال) و «die rote Ampel» (چراغ قرمز) — اولین رنگی که در زندگی روزمرهٔ آلمان به‌کارتان می‌آید؛ در ترافیک «bei Rot stehen» یعنی «قرمز ایستادن».