پرش به محتوا

grün (صفت)

green

لغات آلمانی۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

سبز؛ رنگ طبیعت و چراغِ راه‌افتادن.

grün به معنی «سبز» صفت است و حرف تعریف جدا ندارد؛ مقایسه: «grüner / am grünsten». ترکیب‌های مفید: «die Grünfläche» (فضای سبز شهری)، «der Grünspecht» (دارکوب سبز) و «grüner Tee» (چای سبز) که برای ما کاملاً آشناست.

مثال: Die Ampel ist grün, wir können gehen. — چراغ سبز است، می‌توانیم برویم. تعبیرها: «grün vor Neid» (سبز از حسادت) و رنگ سیاسی «die Grünen» (حزب سبز) که از همین واژه نام گرفته؛ «die grüne Wiese» (چمنزار سبز) هم در آگهی‌های املاک زیاد می‌آید.