immer
always
تعریف کوتاه
«همیشه»؛ قید بسامد؛ طیف آن: oft، manchmal، nie.
immer به معنی «همیشه» قید بسامد است و تداوم بیوقفه را بیان میکند: «Er kommt immer zu spät.» — او همیشه دیر میرسد. ترکیب جالب «immer mehr» یعنی «هرچه بیشتر، فزاینده»: «Es wird immer teurer.» — هر روز گرانتر میشود. مثال: «Ich trinke morgens immer Kaffee.» — صبحها همیشه قهوه مینوشم. در طیف بسامد، immer بیشترین تکرار را نشان میدهد و «oft» (اغلب)، «manchmal» (گاهی) و «nie» (هرگز) بهترتیب بسامد را کم میکنند؛ این طیف برای توصیف عادتها در آزمونهای زبان پرکاربرد است.